مادر ترزا به خاطر خدمات انساندوستانهاش سال ۱۹۷۹، جایزه نوبل صلح را به خود اختصاص داد و در سال ۲۰۰۳ از طرف پاپ ژانپل دوم آمرزیده شناخته شد.
مادر مهربان
اگنس گونکسا بوجاکسیو (مادر ترزا) دختر یک خواربار فروش آلبانیایی در سال 1910 در اسکوپی یوگسلاوی به دنیا آمد. در سن نوجوانی به گروه خواهران لورتو ملحق گردید و در سن هجده سالگی به عنوان راهبه ای جوان به هندوستان فرستاده شد. پس از 19 سال خدمت در این کشور در سمتهای مختلف، همچون مدیر و معلم یک مدرسه دخترانه ممتاز، در سال 1946 ماموریت جدید خود را دریافت کرد. در مورد این ماموریت ویژه استناد به سخن وی کافیست که بیان داشت:«ورزی وقتی در یکی از قطارهای محلی نشسته بودم،احساس کردم خدا مرا به محله های کثیف و پرجمعیت می راند، بدین طریق ماموریت جدیدی به من محول شد». در سال 1950 یعنی سال پس از بازگشت به زادگاه، مریدانش مریدانش را به دور خود گرد آورده و گروه مستقلی به نام «مبلغین مسیحیت» را در کلکته تشکیل داد. آنها کار خود را از مرکز نیرمال هیریدی واقع در نزدیکی معبد کالی (الهه تخریب) آغاز نمودند، بدین صورت که سالخوردگان آواره خیابانها را در زیر پناهگاه این معبد جمع کرده و به پرستاری آنها می پرداختند، تا شاید بدین طریق از بیماری رهایی یافته و یا حداقل از مرگی سزاوار برخوردار گردند. پس از آن در هندوستان و کشورهای دیگر و نیز آلبانی و دیگر کشورهای کمونیستی نیز ریشه دوانید. کمی بعد در دهه 1970 به عنوان یکی از سمبلهای بشردوستی در سراسر جهان مطرح شد و موفق به دریافت جایزه نوبل سال 1979 گردید. جالب توجه اینکه هنگام دریافت نوبل چنین بیان نمود که:«من به نام یک فقیر این جایزه را دریافت می کنم» و در پایان مراسم از برپایی ضیافت مخصوص جلوگیری به عمل آورد و خواهان خرج هزینه های آن برای نیازمندان گردید.
در چهره او با آن قد خمیده همواره سادگی فقیرترین انسانها مشاهده می شد و با وجود برخورداری شهرت بسیار نه سخن رانی و نه نظریه پرداز بود. چهره تابناک وی، چین و شکنهای بسیار، پژواک رویارویی با انسانهای تیره روز اماکنی همچون بوپال،بیروت،چرنوببل،منطقه زلزله زده آمریکا، ساکنین سیاهپوست آمریکای جنوبی و آسایشگاه ایدز شهر نیویورک بود. در حال عبور از خیابانهای اصلی شهر کلکته مانند فرشته ای با ساری آبی و سفید به یاری آوارگان شهر می شتافت. مادر به کمک مریدانش به همراه یکدیگر شبکه مشتعل بر 350 خط سیر را راه اندازی نمودند، که هر یک از آنها به مراکز مختلف اعزام می شدند. مادر ترزا در سال 1997 در شهر کلکته با همه خاطراتش از این دنیا خداحافظی کرد. در تمام ادیان الهی از او به عنوان یک «قدیسه» یادکرده اند.
سخنان مادر ترزا
مردم غالبا نامعقول خودخواه و غیر منطقی هستند با این وجود آنها را ببخشید.
اگر مهربان باشید ممکن است مردم شما را متهم به چاپلو سی کنند با این وجود مهربان باشید.
اگر توانستید دوستان دروغین و دشمنان واقعی خود را تشخیص دهید باز هم مهربان باشید.
اگر صادق و روراست باشید ممکن است مردم فریبتان بدهند با این وجود صادق و روراست باشید.
چیزی را که طی سالها میسازید ممکن است کسی یک شبه خراب کند با این وجود بسازید.
اگر ارامش و شادی بیابید ممکن است حسادت بورزند با این وجود شاد باشید .
کار خوبی که امروز انجام میدهید مردم اغلب فراموش میکنند با این وجود کار خوب را انجام دهید.
بهترین چیزهایی که دارید به مردم بدهید.هرچند ممکن است کافی نباشد با این وجود بهترین چیزهایی را که دارید به مردم بدهید.
همه اینها بین تو و خداست و بین تو و این افراد چیزی وجود ندارد.
درانتهای حیات ما بدین سنجیده نخواهیم شدکه:
چه مدرک دانشگاهی دریافت کرده ایم
چه مقدارازمادیات دنیابرای خوداندوخته ایم
چه کارهای بزرگی انجام داده ایم
سنجش مابراین اساس خواهد بود که:
من تشنه بودم وتومراسیراب کردی
من عریان بودم وتومراپوشاندی
من بی خانمان بودم وتومرااسکان دادی
تشنه.نه فقط تشنه آب بلکه تشنه محبت
عریان.نه فقط ازبرای لباس بلکه عریان ازعزت واحترام
بی خانمان.ولی نه تنهادرطلب خانه ای ازخشت بلکه به
سبب خروج ازعوالم انسانی
بنابراین جسورانه عشق بورز.احترام کن وبپذیر
مادر مهربان
اگنس گونکسا بوجاکسیو (مادر ترزا) دختر یک خواربار فروش آلبانیایی در سال 1910 در اسکوپی یوگسلاوی به دنیا آمد. در سن نوجوانی به گروه خواهران لورتو ملحق گردید و در سن هجده سالگی به عنوان راهبه ای جوان به هندوستان فرستاده شد. پس از 19 سال خدمت در این کشور در سمتهای مختلف، همچون مدیر و معلم یک مدرسه دخترانه ممتاز، در سال 1946 ماموریت جدید خود را دریافت کرد. در مورد این ماموریت ویژه استناد به سخن وی کافیست که بیان داشت:«ورزی وقتی در یکی از قطارهای محلی نشسته بودم،احساس کردم خدا مرا به محله های کثیف و پرجمعیت می راند، بدین طریق ماموریت جدیدی به من محول شد». در سال 1950 یعنی سال پس از بازگشت به زادگاه، مریدانش مریدانش را به دور خود گرد آورده و گروه مستقلی به نام «مبلغین مسیحیت» را در کلکته تشکیل داد. آنها کار خود را از مرکز نیرمال هیریدی واقع در نزدیکی معبد کالی (الهه تخریب) آغاز نمودند، بدین صورت که سالخوردگان آواره خیابانها را در زیر پناهگاه این معبد جمع کرده و به پرستاری آنها می پرداختند، تا شاید بدین طریق از بیماری رهایی یافته و یا حداقل از مرگی سزاوار برخوردار گردند. پس از آن در هندوستان و کشورهای دیگر و نیز آلبانی و دیگر کشورهای کمونیستی نیز ریشه دوانید. کمی بعد در دهه 1970 به عنوان یکی از سمبلهای بشردوستی در سراسر جهان مطرح شد و موفق به دریافت جایزه نوبل سال 1979 گردید. جالب توجه اینکه هنگام دریافت نوبل چنین بیان نمود که:«من به نام یک فقیر این جایزه را دریافت می کنم» و در پایان مراسم از برپایی ضیافت مخصوص جلوگیری به عمل آورد و خواهان خرج هزینه های آن برای نیازمندان گردید.
در چهره او با آن قد خمیده همواره سادگی فقیرترین انسانها مشاهده می شد و با وجود برخورداری شهرت بسیار نه سخن رانی و نه نظریه پرداز بود. چهره تابناک وی، چین و شکنهای بسیار، پژواک رویارویی با انسانهای تیره روز اماکنی همچون بوپال،بیروت،چرنوببل،منطقه زلزله زده آمریکا، ساکنین سیاهپوست آمریکای جنوبی و آسایشگاه ایدز شهر نیویورک بود. در حال عبور از خیابانهای اصلی شهر کلکته مانند فرشته ای با ساری آبی و سفید به یاری آوارگان شهر می شتافت. مادر به کمک مریدانش به همراه یکدیگر شبکه مشتعل بر 350 خط سیر را راه اندازی نمودند، که هر یک از آنها به مراکز مختلف اعزام می شدند. مادر ترزا در سال 1997 در شهر کلکته با همه خاطراتش از این دنیا خداحافظی کرد. در تمام ادیان الهی از او به عنوان یک «قدیسه» یادکرده اند.
سخنان مادر ترزا
مردم غالبا نامعقول خودخواه و غیر منطقی هستند با این وجود آنها را ببخشید.
اگر مهربان باشید ممکن است مردم شما را متهم به چاپلو سی کنند با این وجود مهربان باشید.
اگر توانستید دوستان دروغین و دشمنان واقعی خود را تشخیص دهید باز هم مهربان باشید.
اگر صادق و روراست باشید ممکن است مردم فریبتان بدهند با این وجود صادق و روراست باشید.
چیزی را که طی سالها میسازید ممکن است کسی یک شبه خراب کند با این وجود بسازید.
اگر ارامش و شادی بیابید ممکن است حسادت بورزند با این وجود شاد باشید .
کار خوبی که امروز انجام میدهید مردم اغلب فراموش میکنند با این وجود کار خوب را انجام دهید.
بهترین چیزهایی که دارید به مردم بدهید.هرچند ممکن است کافی نباشد با این وجود بهترین چیزهایی را که دارید به مردم بدهید.
همه اینها بین تو و خداست و بین تو و این افراد چیزی وجود ندارد.
درانتهای حیات ما بدین سنجیده نخواهیم شدکه:
چه مدرک دانشگاهی دریافت کرده ایم
چه مقدارازمادیات دنیابرای خوداندوخته ایم
چه کارهای بزرگی انجام داده ایم
سنجش مابراین اساس خواهد بود که:
من تشنه بودم وتومراسیراب کردی
من عریان بودم وتومراپوشاندی
من بی خانمان بودم وتومرااسکان دادی
تشنه.نه فقط تشنه آب بلکه تشنه محبت
عریان.نه فقط ازبرای لباس بلکه عریان ازعزت واحترام
بی خانمان.ولی نه تنهادرطلب خانه ای ازخشت بلکه به
سبب خروج ازعوالم انسانی
بنابراین جسورانه عشق بورز.احترام کن وبپذیر

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
لطفا نظر خود را بنویسید