۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

گزین گویه های دکتر شریعتی


توجه  :علاوه بر کتابهای مجموعه آثار دکتر شریعتی گزین گویه های دکتر در سه جلد عارفانه ها  ، عاشقانه ها و کویریات و نیز کتاب کوچک شریعتی  و پیامک های دکتر شریعتی موجود می باشد.
حسین
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی میگریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.


حق و باطل
اگر در صحنه حق و باطل نیستی،اگرشاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل
نیستی، هر جا كه میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هردو یكیست



قضاوت
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت
کنم, کمی با کفش های او راه بروم
انسانیت
انسان بیش از زندگی است ؛ آنجا که هستی پایان می یابد،او ادامه می یابد.


خدایا اضطراب های بزرگ غم های ارجمند و حیرت های عظیم بر روح ام عطا کن و
لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش و دردهای عزیز بر جانم ریز


سلام
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این
بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است .


هست و نیست
در بی کرانه زندگی دو چیز افسونم که: آبی اسمان که می ببینم و می دانم
نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست


تهمت و دروغ
تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند
وعامی انرا میپذیرد

چگونه زیستن
خـدایا تـو چگونه زیـسـتـن را به مـن بـیاموز مـن خـود چگونه مُـردن را
خـواهـم آموخـت .

شهرت
خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: میخواهند باشم نکند

اصلاح فکر
زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید :
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟
دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهند لباسی بدوزید و بر تن زن
امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست


ادمی
عده ای مثل قرص جوشانند؛ در لیوان آب كه بیاندازیشان طوری غلیان كرده و
كف می كنند كه سر می روند اما كافی است كمی صبر كنی بعد می بینی كه از
نصف لیوان هم كمترند.

شناخت
حتی خداوند نیز دوست دارد که بشناسندش نمی خواهد مجهول بماند مجهول ماندن
است که احساس تنهایی را پدید می آورد و دردبیگانگی و غربت را. مجهول
ماندن رنج بزرگ روح آدمی است.


انسان
انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است.


پشتکار
برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی
مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند

حقیقت
انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت
داشته باشد

زندگی چیست ؟ نان . آزادی . فرهنگ . ایمان و دوست داشتن


خوشبختی
برای خوش بخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن.

دنیا را بد ساخته اند...
کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد ،تو
دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم
و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است .
و این تمام زندگیست
و
زندگی یعنی این ....


ای..
ای زینب: نگو در کربلا بر تو چه گذشت! بگو ما چه کنیم؟


خدایا
خدایــــــــــا سرنوشت مرا خیر بنویس تقدیری مبارک
تا هرچه را که تو دیر می خوای زود نخواهم
وهرچه را که تو زود می خوای دیر نخواهم
مذهب
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سال ها مذهبی بودم بدون
آنکه خدایی داشته باشم.


انسان..
انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته
.بنگر به طرف کدام یک می روی


گناه
بیا گناه كنیم جایی كه خدا نباشد..


انسانیت
انسان به اندازه ای كه برخوردارتر است انسان نیست بلكه انسان به اندازه
ای كه خود را نیازمند تر حس می كند انسان است.


حسرت مرگ
خدایا! به من زیستنی عطا كن كه در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای كه برای
زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا كن كه بر بیهودگی اش سوگوار
نباشم

شرافت
شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست


کمال
انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود ،احساس تنهایی
بیشتری می کند


عشق
عشق مثل قایقی هست که در اعماق دریا غرق میشود ولی دوست داشتن
مثل قایقی هست که رو این دریا آرام به حرکت ادامه میدهد پس دوست داشته
باشیم نه عاشق شویم


هنر
هنر تجلی غریزه آفریدگاری انسان است در برابر هستی که تجلی آفریدگاری خداست


روح
چقدر روح محتاج فرصتهاست که در ان هیچکس نباشد


نیایش
پروردگارا به  من توفیق تلاش در شکست صبر در نومیدی عظمت بی نام
دین بی دنیا تو فیق عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی
آنکه دوست بدارند عنایت فرما


ایمان
حقیقت همواره همان جایی است که ایمان هست


فهم
به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، كه من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم .


فهمیدن
انها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از گاو که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از اسب
که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از
فهمیدنتو میترسند.

فرصت
روزی كه بود ندیدم....روزی كه خواند نشنیدم
روزی دیدم كه نبود....روزی شنیدم كه نخواند


پناهگاه ابدی
اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو
تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !
تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.


دین و دنیا
خدایا : رحمتی كن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم
را؛ وحتی نامم را در خطر ایمانم افكنم.
تا از آنها باشم كه پول دنیا می گیرند وبرای دین كار می كنند ؛ نه آنها
كه پول دین می گیرند وبرای دنیا كارمی كنند .


تنهایی
رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم،
برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند.
طعم توفیق را می چشاند.
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن
و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.
در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در سرت زنده میكند .
"تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است .
" تنها" بودن ، بودنی به نیمه است
و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم.


انسانها
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی
آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی
واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و
زنده‌اشان یکی است.
3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در
نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند.
دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما
نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم
آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه
می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف
داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان
می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست
می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و
نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست
هم نرسد.


نیایش
خدایا:
مگذار که :
ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ، مرا با کسبه دین ، یا حَمَله
تعصب ، و عَمَله ارتجاع هم آواز کند .
که آزادی ام اسیر پسندِ عوام گردد .
که «دینم» در پس «وجهه دینی» ام دفن شود ، که عوام زدگی مرا مقلّد تقلید
کنندگانم سازد .
که آن چه را «حق می دانم» به خاطر آن که «بد می دانند» کتمان کنم .


خدایا مرا از این فاجعه پلید " مصلحت پرستی " که چون همه کس گیر شده
وقاحتش از یادر رفته و بیماری شده است که از فرط عمومیتش هر که از آن
سالم مانده باشد بیمار مینماید مصون بدار تا: "تا به رعایت مصلحت حقیقت
را ذبح شرعی نکنم




· امروز هر کس بخواهد به راستي از علي پيروي کند تنها مي ماند، هم دشمنان
دين با او مي جنگند, و هم متعصبان و مقدس مابان دين، و به نام حمايت از
دين شمشير به رويش مي کشند،چنانچه کردند و ديديد و در تاريخ مي خوانيد


· خدايا! در برابرآنچه انسان ماندن را به تباهي مي کشد،مرا با " نداشتن
و نخواستن رويين تن کن !همه بد بختي هاي انسان بابت همين دو چيز است:چون
، داشتن انسان را محافظه کار و ترسو مي کند !و خواستن ، ادم را بزدل و
چاپلوس


· سياست در برابرصداقت ديگران خيانت وصداقت در برابر سياست ديگران حماقت است


· مردم ناموس خدايند ،خانواده خدايند و هيچ کس غيرتمند تر از خدا نسبت به
خانواده اش نيست


بگذار تا شيطنت عشق ,چشمان تو را بر عريانهاي خويش بگشايد. هر چند حاصلي
جز رنج وپريشاني نداشته باشد,اما كوري را هر گز به خاطر ارامشش تحمل مكن

· من کسي را مي ستايم که انديشيدن را به من آموخت، نه انديشه ها را


· عشق در اوج اخلاصش به ايثار رسيده و در اوج ايثار به قساوت

۱ نظر:

لطفا نظر خود را بنویسید