۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه





مروري بر آرزوهای ویکتور هوگو براي شما



اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

امیدوام اگر جوان كه هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!




و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!




1- جامعه شناسی قشرها و نابرابری های اجتماعی / لئونارد ریزمن / محمد قلی پور / چاپ دوم 88/ نشر آوای کلک / 4600 تومان / سیاسی

2 - روان شناسی نخبگان سیاسی ایران / ماروین زونیس / دکتر سلیمان امین زاده   پرویز صالحی / چاپ اول 87/ 6500 تومان /نشر چاپخش / سیاسی

3 - خلخال / نیره عطیه / هما مداح / نشر کاروان/ چاپ اول 85/ 3500 تومان / داستان
پنج زن مصری سرگذشت خود را برای نیره عطیه نویسنده و نقاش روایت می کنند.


4 - داستانهایی به کوتاهی زندگی 101 داستان برای رسیدن به موفقیت / ریچارد کوئک / مرجان توکلی / نشر کتاب پنجره/ چاپ اول 87/ 4000 تومان / روان شناسی موفقیت


5 - چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس مجموعه داستان/ بهاره رهنما / اول 88/ نشر چشمه / 2200 تومان / داستان


6 - سطرها در تاریکی جا عوض می کنند / مجموعه اشعار گروس عبدالملکیان / چاپ سوم 87/ مروارید / 2000تومان / شعر


7 - هوای قطبی / گزیده داستانهای کوتاه جهان / اول 87/ نشر افرا / 2400تومان / داستان


8 - شبانه های پدرم / جمشید طاهری / نشر هیلا/ اول 88/ 7200 تومان / رمان

۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

داستانک عجیب


...پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد.
او فقط یک سکه نا قابل در جیب داشت.در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد تصمیم گرفت از خانه بعدی تقاضای غذا کند..با این حال وقتی دختر جوانی در را برویش گشود دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست.
دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است.برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد.
پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت:چقدر باید به شما بپردازم؟
دختر جوان گفت:هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم.
پسرک در مقابل گفت:از صمیم قلب از شما تشکر می کنم.پسرک که هاروارد کلی نام داشت پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکو کار نیز بیشتر شد.
تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.
سالها بعد..........
زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند.او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکترهاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد.
وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید برق عجیبی در چشمانش نمایان شداو بلافاصله بیمار را شناخت.
مصمم به اتاقش بازگشت.و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد برای نجات زندگی وی به کار گیرد.
مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید.
روز ترخیص بیمار فرا سید.زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود . او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند.
نگاهی به صورتحساب انداخت.
جمله ای به چشمش خورد.
همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است.


امضا دکتر هاروارد کلی
زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد .پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد.


اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست بگویدخدایا شکر.....خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد .

۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

1 عامه پسند
آخرین رمان چارلز بوکفسکی شاعر و نویسنده آمریکایی ترجمه پیمان خاکسار نشر چشمه چاپ دوم 88 قیمت 4000 تومان
2 چه کنیم که در کمتر از 90 ثانیه مردم دوستمان بدارند
کتاب روانشناسی نوشته نیکولاس بوتمن ترجمه مهدی قراچه داغی چاپ اول 88 - 2500 تومان نشر اوحدی
3 رموز اعتماد و اتکا به نفس
دکتر رابرت آنتونی ترجمه اسماعیل کیوانی نشر گلریز چاپ دوم 88 قیمت 3500 تومان
4 زنی آهسته گفت عشق عاشقانه های شعر معاصر کردستان عراق
ترجمه فریاد شیری نشر مرکز 1950 تومان
5 عاشقانه های باربارا دی آنجلیس عشق و تنها عشق
به کوش مسعود لعلی نشر بهار سبز چاپ اول 88 قیمت 2800 ت
6 ویکنت دو نیم شده
رمان اثر ایتالو کالوینو ترجمه پرویز شهدی چاپ 5 سال 88 قیمت 2500
7 ماجرای من و ناشر
داستان نوشته فرح ندیمی نشر اخوان چاپ اول 88 قیمت 3000 تومان
هر قلمی که بر کاغذ گذاشته می شود قدمی ست در راه نویسندگی و می تواند با تمرین پشتکار و مطالعه فرد را به هدف خود برساند.
8 چه گوارا، چهره‌ی یک انقلابی (زندگینامه مصور)
نویسنده : فرناندو دیه گو گارسیا , اسکار سولا مترجم : گیتا گرکانی تاریخ چاپ : 1386 قطع : رقعی
تعداد صفحات: 240 نوع صحافی : سخت زبان کتاب : فارسی قیمت : 15000 تومان
این کتاب ، زندگینامه ی ارنستو «چه» گوارا (67-1928) یکی از مشهورترین انقلابیون قرن بیستم است. چه در خانواده‌ای کولی مآب که به خانواده‌ای از ملاکان ثروتمند تعلق داشت، بزرگ شد و در رشته‌ی پزشکی تحصیل کرد. سفرهای او باعث شد از نظر سیاسی هشیار شود و مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. در 1952 در شورش‌های علیه خوآن ‌پرون در آرژانتین شرکت کرد، در بولیوی به آشوبگران پیوست، برای رژیم طرفدار کمونیسم خاکوبو آربنس در گواتمالا کار کرد. وقتی در 1954 حکومت آربنس سقوط کرد، به مکزیک گریخت و در آنجا با فیدل کاسترو آشنا شد. چه یکی ازقابل‌اعتمادترین دوستان کاسترو شد و بعد از حمله‌ی انقلابیون به کوبا جانشین اصلی او شد. او بعد از مدتی از تمام سمت‌های دولتی خود کناره‌گیری کرد و تا زمان مرگش به دست سربازان دولت بولیوی و مأموران سیا، در فکر گسترش فعالیت‌های انقلابی در سایر کشورها بود.
این کتاب به مرور جامع زندگی چه‌گوارا و تحلیل حوادثی می‌پردازد که او را از کودکی خردسال، به پزشکی دوره‌گرد و آرمانگرا، و سرانجام به انقلابی تمام‌عیاری مبدل کرد که معتقد بود تا زمانی که در دنیا استبداد وجود دارد، باید جنگید؛ و حوادثی که سرانجام به اعدام صحرایی او پس از نبردی نومیدانه در بولیوی انجامید.
چه‌گوارا یکی از محبوب‌ترین چهره‌های قرن بیستم، به‌ویژه نزد جوانان است، اما کمتر کتابی در ایران به صورت جامع و بی‌طرف زندگی این انقلابی را از زوایای مختلف بررسی کرده است. کتاب چه‌گوارا، چهره‌ی یک انقلابی در تلاش است تا این وظیفه را انجام دهد و کتابی مرجع برای بررسی زندگی چه‌گوارا باشد. این کتاب شامل 400عکس ـ که بسیاری از آن‌ها برای اولین‌بار منتشر می‌شود ـ حاصل تحقیقی توانفرسا در بایگانی‌های عمومی وخصوصی کوبا، آرژانتین،‌ بولیوی، اروپا و آمریکاست.
مقدمه آرش حجازی بر این کتاب
هیچ شخصیت تاریخی نیست که عکس او به اندازه‌ی ارنستو گوارا دلا سرنا، معروف به چه گوارا، منتشر شده باشد، و کمتر کسی است که نام این انقلابی را نشنیده باشد. چهره‌ی مصمم و در عین حال مهربان او، آرمانگرایی سرسختانه‌ی او، مقاومت چشمگیرش در برابر امپریالیسم، گرایشش به آرمان‌های انسانی، نگاه جهانی‌اش، چشم‌پوشی‌اش از قدرت در اوج افتخار، و مرگ قهرمانانه‌اش، الهام‌بخش جوانان بسیاری در سراسر جهان بوده است.
ارنستو چه گوارا متولد آرژانتین بود، اما نخستین فعالیت‌هایش را در حکومت گواتمالا انجام داد و بعد از سقوط این رژیم در سال 1954، به مکزیک گریخت. در آنجا با فیدل کاسترو آشنا شد و به گروه او پیوست و با هم، انقلاب کوبا را شکل دادند. پس از پیروزی کاسترو،‌ چه گوارا عضو کابینه‌ی او شد،‌ اما خیلی زود، به خاطر مخالفتش با سیاست‌های شوروی که مهم‌ترین متحد کوبا بود،‌ با کاسترو اختلاف پیدا کرد. این بهانه‌ای شد تا از تمام مناصبش در دولت کوبا استعفا دهد،‌ بار دیگر کوله‌بار کوچکش را بردارد،‌ و رهسپار مبارزه با ظلم شود. پس از خروج از کوبا، برای برانگیختن انقلاب به کنگو، و بعد به بولیوی رفت. اما تمام دوستان کمونیستش به او پشت کردند و او با گروه کوچکی، تنها ماند، ولی حاضر نشد از مبارزه دست بکشد. در سال 1967 به دام افتاد و بلافاصله در روز نهم اکتبر 1967، نیروهای سیا بدون محاکمه او را تیرباران و ترور کردند و جسدش را در جایی مخفی دفن کردند که تا سی سال بعد پیدا نشد.
در ظاهر یک مارکسیست و کمونیست بود، اما هرگز نتوانست با حکومت‌های کمونیستی جهان کنار بیاید. به کمونیسم متعارف شوروی اعتراض داشت، و نتوانست با روش‌های کاسترو در کوبا کنار بیاید، چرا که کمونیسم، در اندیشه‌ی او چیزی متفاوت با آن برداشت رایج بود. «چه» بیشتر از همه، یک آرمانگرا بود، و عاشق نوع بشر. به مرگ اهمیتی نمی‌داد و «مارکسیسم» در واقع مفهومی بود که برای بیان عشقش به آزادی بشر یافته بود. هرچند بعدها که با کمونیسم واقعی آشنا شد، هرگز نتوانست با آن سازگاری یابد. اکنون، سال‌ها پس از سقوط کمونیسم و فروپاشی شوروی، مدت‌ها پس از رنگ باختن چهره‌ی رهبران کمونیستی مانند لنین و استالین و برژنف، نام ارنستو چه‌گوارا، نه به عنوان یک کمونیست، که به عنوان یک انسان مبارز، هنوز در حافظه‌ی جمعی بشر استوار است. دیگر کسی «چه» را به عنوان یک کمونیست دوست ندارد،‌ محبوبیت او، به خاطر عشق مذهبی‌اش به چیزی فراتر از اندیشه‌ی امروز بشری است، در عین حال که فردی کاملاً این دنیایی بود،‌ می‌جنگید، کار می‌کرد،‌ عشق می‌ورزید، اما هرگز هدفش را فراموش نمی‌کرد و هرگز کودکی و جوانی‌اش را از دست نداد.
چه گوارا پس از مرگش به اسطوره‌ای مبدل شد،‌ اسطوره‌ی قهرمان، که کهن‌الگویی بسیار قدیمی در اندیشه‌ی بشر است. تولد، ترک خانه برای رسیدن به هدفی والا، پشت سر گذاشتن خوان‌های دشوار، سازش‌ناپذیری با ظلم و ستم، وفاداری به آرمان‌ها، رسیدن به پیروزی و شکوه، دچار شدن به غروری که باعث سقوط قهرمان می‌شود، و سرانجام،‌ مرگ غم‌انگیز و پرافتخار قهرمان.
اما هر اسطوره، واقعیتی در پس خود دارد،‌ بسیار متفاوت. این کتاب، سعی دارد بدون جانبداری، و صرفاً با تکیه بر واقعیت‌های تاریخی،‌ چهره‌ی این انقلابی مشهور را رازگشایی کند. انسانی به تمام معنا «انسان»، با خطاها و موهبت‌ها،‌ با فرازها و نشیب‌ها،‌ با لغزش‌ها و فضایل،‌ با لجبازی‌های کودکانه و سرسختی‌های دلاورانه، و بیشتر از همه، کسی که قرار نداشت و حاضر نبود از رؤیاهایش،‌ به هیچ قیمتی، دست بکشد. شاید مرگ غم‌انگیز و تنهای «چه گوارا»، سندی هم باشد بر اینکه دوران شوالیه‌گری و تک‌روی به پایان رسیده است.
انتشار این کتاب به معنای موافقت با عقاید شخصی و سیاسی این انقلابی نیست و هدف، صرفاً بازگشایی و بازخوانی برگی از کتاب تاریخ است. به‌ویژه امروز که ایالات متحده پرچم‌ آزادیخواهی را در دنیا به دست گرفته و «مبارزه با تروریسم» را بهانه‌ای برای زیاده‌خواهی‌های خود برگزیده است، خواندن این کتاب به یاد افکار عمومی می‌آورد که در تاریخ معاصر، هیچ حکومتی در جهان، آزادی‌کُش‌تر،‌ مداخله‌جو‌تر، و تروریست‌تر از امریکا نبوده، و پاتریس لومومبا، ارنستو چه‌گوارا، مارتین لوترکینگ و‌ جان اف کندی، از قربانیان مشهور تروریسم امریکایی هستند.


۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

به پاس شصتمین سال انتشار رمان 1984

اورول معتقد بود که غرب نباید از کمونیسم هیولایی بسازد، بلکه باید با انعطاف سیاسی راه را برای دمکراسی سوسیالیستی هموار کند
پر.ج. آندرسون

جورج اورول خالق رمان 1984 تا آستانه مرگش در سال ۱۹۵۰ خود را سوسیالیست می دانست. بسیاری کوشیدند با استفاده از جعبه کلماتش او را لیبرال بشناسند، اما او هر بار لیبرال بودنش را رد کرد و خود را چپگرا معرفی می کرد
چند ماه قبل از مرگش رمان ۱۹۸۴ را منتشر کرده بود. اکنون از آن روز شصت سال می گذرد و خواننده با محتوا و مضمون اثر کاملأ سیاسی روبرو است. بسیاری از کلمه هایی که اورول در رمانش بکار برده برای ما آشنا و کاربرد روزانه دارد. هر چند که ما فراموش کرده ایم که اولین بار با این کلمه ها در رمان ۱۹۸۴ آشنا شده ایم
قهرمان رمان وینستون اسمیت در مجادله ای با یکی از رهبران حزب، اوبریان که نام یکی از همکاران نزدیکش را فراموش کرده است، در پی تشریح گزارش حکم اخراجی نامبرده از حزب است و از این روی باید در باره هویت سیاسی وی انکار صورت گیرد. اورول می نویسد: او تصفیه شده است، او شخصی نالایق بوده است
شخص پاکسازی شده مدیر فرهنگ لغات نامه جدید است، حضور وی بر اساس موازین رمان و جلب توجه خواننده گان به حس ناشناخته ای است که به مضمون رئالیستی اثر جذابیت خاصی می بخشد. اصطلاح غیر شخصی یا خصوصی از جمله کلماتی است که در فرهنگ لغات نامه جدید به جدل رهبری گذاشته شده است و تلاش این است تا این کلمه ناکارآمد شود و از این روی خط مشی حزب از کلمه هایی که بار سیاسی ندارند، حذف و ادبیات حزب به پالایش برسد
از نگاه دستگاه رهبری و رسانه های حزبی، زبان نو اغتشاش آفرین و شدیدأ مورد انتقاد است. توانایی های دیگر اورول در رمان ۱۹۸۴ بکارگیری کلمه های ” جنگ و صلح” و ” ناتوانی قدرت ما است”، و انتخاب این کلمه ها به پیشنهاد رهبری است که در رمان دنبال می شود
اگر بر کلمه هایی همانند نئولیبرال و یا نئومحافظه کار، که امروزه کاربرد بسیاری در ادبیات سیاسی دارد، مکث کنیم،از نگاه سوسیالیست ها، پیام آور هیچ تغییری در تفکر بورژواها نیست بلکه این ها تنها پوششی برای شکست سیاست های لیبرال و یا محافظه کاری می دانند و یا انتقاد ها و ایراد هایی که از طرف بلوک راست بر ساختار تشکیلاتی واحد های همبسته سوسیالیستی، وارد می شود را ناشی از ذهنیات بازیگوشانه جورج اورول می دانند، با این توضیح خواننده به مبنای سیاست های دو گانه ای که بسیاری از کشورها اختیار می کنند، آشنا می شود


در حقیقت هدف رمان ۱۹۸۴ تشریح سیاست کنترل دولتی بر شهروندان است. امری که باید پاس داشته شود تا موجودیت نظام بخطر نیافتد. امروزه هیچ اعتراضی به کنترل تلفنی و یا اینترنتی از طرف دولت های دیکتاتوری در مجامع بین المللی صورت نمی گیرد، ابزاری که می توان بعنوان امپراتور نظامی رمان بحساب آورد
کنترل شهروندان در جامعه اطلاعاتی است که تا حد غیر قابل قبولی افزایش یافته است. استراق سمع و یا کنترل تلفن های همراه و پیامک ها، دوربین هایی که در چهار جانب میدان ها و مراکز حساس و عمومی نصب است، گویای پیش بینی های جورج اورول در رمان ۱۹۸۴ است
نقش رهبر، پیشوا بی چون و چرا است و اطاعت از او واجب است و اگر رهبر نبود این همه استراق سمع و کنترل اجتماعی شهروندان غیر ضرور و شاید پر هزینه نیز بحساب آورده شود و همه این هزینه ها، جامعه و شهروندان متقبل می شوند تا امنیت و مقبولیت رهبر و پیشوا تأمین شود
در “۱۹۸۴″ تنها روشنفکران کنترل می شوند. هراس از تشکل یابی پرولتاریا که شکستن ماشین دولتی را نشانه رفته است و درصدد ایجاد دولت خلقی است و تبلیغات برای چنین جنبشی چون استخوان لای دندان های نظام است. پرولتاریا بنا به سرشت طبقاتی اش از بنیان های دانش علمی برخوردار نیست و ممکن است با تسخیر قدرت ضربات جبران ناپذیری بر جامعه بورژوایی وارد آورد


در سال ۱۹۴۳ ( شش سال قبل از این که رمان”۱۹۸۴″) چاپ شود، اورول در مقاله ای نظرش را در باره مبارزه و وظایف پرولتاریا مشخص کرد. او پرولتاریا را به یک گل وحشی روئیده تشبیه کرده است که هر روز ساقه هایش سوی روشنایی بالا می رود و قد می کشد. اورول نوشت که پرولتاریا برای تحقق خواشته هایش از هر مانعی عبور خواهد کرد


اورول که در خانواده ای زحمت کش بزرگ شد، بسختی می توانست نابرابری طبقه مرفه و بورژوا را تحمل کند


در سه سال اول عمرش در یکی از شهر های فقیر هند که مستعمره انگلیس بود، همراه با خانواده اش گذرانید. پدرش در آن شهر مسئول کنترل فروش تریاک های سهمیه ای بود. بعد از مدتی آن ها به انگلستان مهاجرت کردند و از زندگی بهتری برخوردار شدند


سپس او توانست تحت مربیان و معلمان مجربی از آموزش بهتری در انگلستان استفاده ببرد اما ناگهان . به یکباره دست از تحصیل کشید و بعنوان پلیس در خدمت نیروهای انگلیسی در برمه که آن زمان تحت سیطره هند بود، در آمد


در همان زمانی که برای امپراتور پیر انگلیس کار می کرد به جرگه مخالفین استعماری در آمد و سپس به سوسیالیست ها گروید


ظلم و نابرابری قدرت سفید پوست ها در آسیا و مشاهده کار سخت و دشوار مهاجرین آسیایی در پاریس و بی خانمانی آن ها در لندن، محرک اولین کتاب او با عنوان ” شمارش معکوس پاریس و لندن” شد. او فعالانه با سندیکای آنارشیست ها همکاری می کرد و در جنگ داخلی اسپانیا علیه فاشیسم شرکت جست


در دهه ۱۹۳۰ مبارزه بین مدافعین صلح و جنگ، مدافعین دمکراسی و دیکتاتوری، سوسیالیسم و فاشیسم، از او جورج اورول ساخت


در سال ۱۹۴۷ در مقاله ای با عنوان ” چرا من می نویسم؟”، نوشت: … شاید در زمان صلح من بیشتر متن های سرگرم کننده می نوشتم اما زمانه مرا مجبور کرد تا متن های اعتراضی و جانبدارانه بنویسم


او بعنوان سوسیالیست به کیش شخصیت استالین اعتراض جدی داشت و رمان قلعه حیوانات نتیجه ای از این گرایش ضد استالینیستی او دارد. اما او هرگز از سوسیالیسم روی برنتافت


در تابستان ۱۹۴۷ اندکی پیش از این که رمان” ۱۹۸۴ ” را به چاپ برساند، طی نامه ای به یکی از دوستانش در ایالت متحده آمریکا نوشت: دوست ندارد کسی این رمان را به گرایش سوسیالیستی اش یا به حزب کار انگلیس که عضوش بود، نسبت دهد. اما این رمان تحت تأثیر رویداد هایی بود که در جهان فاشیسم و کمونیسم اتفاق افتادند و بر نقش نابرابر اقتصاد جهانی بر زندگی مردم نظر داشت. او معتقد است که روشنفکران انگلستان در مقابل سیاستی که در حال بلعیدن جهان است، ضعف دارند و رمان “۱۹۸۴″ هشداری به روشنفکران انگلیسی است


بی اعتمادی او به روشنفکران انگلیسی زمینه های دیگر هم دارد از جمله بی تفاوتی جامعه روشنفکری انگلیس به این که او بهمراه  38 نویسنده و خبرنگار دیگر در لیست سیاه سرویس امنیتی انگلستان به جرم همکاری با کمونیست ها متهم شده بود
در سال ۲۰۰۳ هنگامی که این لیست علنی شد، نویسنده ای انگلیسی بنام تیمو تی گارتون اش نوشت: بنظر اورول اروپایی ها بازنده جنگ سرد هستند. علتش نیز فقدان شناخت انگلیسی ها از طبیعت کمونیسم روسی است. اورول معتقد بود که غرب نباید از کمونیسم هیولایی بسازد، بلکه باید با انعطاف سیاسی راه را برای دمکراسی سوسیالیستی هموار کند


گزارش “حلق آویز” اورول در باره اعدامی های جنگ برمه، و یا “قتل یک فیل”، که در جنگ برمه و در مقام پلیس او را مجبور به این عمل کرده اند، با بی اعتنایی روشنفکران اروپا روبرو شده است اما بعد از مرگش در این باره گفته های زیادی صورت گرفته است که آیا او واقعأ فیلی را کشته است


برنارد کریک، محقق ادبی انگلستان با همسر اورول در رستورانی در لندن دیدار می کند و از او می پرسد که آیا واقعأ اورول فیلی را کشته است؟


سونیا بروونل، همسر اورول، بر سر کریک داد می زد که “بله او فیلی را کشته.


در حقیقت سونیا بر سر رهبران انگلیس داد زده است که به نویسنده گانش بی اعتنایی می کند. در حقیقت او بر سر زبان تقلبی- اداری انگلیس فریاد اعتراض برداشته است


————————————


ترجمه: اسحاق نجم الدین



دعواهای حقوقی بر سر کتابخانه دیجیتال گوگل


مشروعیت و ادامه کار کتابخانه دیجیتال گوگل در گرو حکم دادگاهی در شهر نیویورک است که به زودی صادر خواهد شد. اما حقیقتا این کتابخانه همراه با ابزار جستجوگر گوگل که به میلیون ها نسخه کتاب دسترسی دارد چه پیامدهایی برای عالم نشر و کتاب خواهد داشت
روزنامه گاردین در مطلبی به قلم فیلیپ جونز می نویسد که اگر همه چیز طبق نقشه و زمانبندی تعیین شده پیش برود در نیمه اول سال ۲۰۱۰ گوگل فروش کتاب و امکان دسترسی به کتابخانه دیجیتال و عظیم این موسسه را آغاز خواهد کرد
کتابخانه گوگل حاوی ۵ تا ۶ میلیون نسخه کتاب است که طی سال های اخیر گوگل آنها را از کتابخانه ها معتبر قرض کرده و یا از کتابفروشی های دست دوم پیدا کرده و یا از دانشگاه ها به عاریه گرفته شده اند. گوگل تمام این چندین میلیون کتاب را به صورت دیجیتال نسخه برداری کرده و در اکثر موارد این کار گوگل برخلاف میل نویسنده یا ناشر این کتاب ها انجام شده است
گاردین اشاره می کند حدود یکسال پیش بین گوگل و بخشی از ناشران بزرگ و نویسندگان در آمریکا قرار دادی امضا شد که اگر مراجع قضایی آنرا تایید کنند سرنوشت عالم کتاب و همه کتابخوان ها را در آینده رقم خواهد زد. براساس آن گوگل -در شکل مجازی آن – به بزرگترین کتابخانه جهان و بزرگترین فروشنده کتاب بدل خواهد شد و مشترکان و علاقمندان خواهند توانست به متون و کتاب هایی دسترسی پیدا کنند که در گذشته حتی تصور آنرا هم نمی کردند
این توافق یا مقررات حقوقی و بازرگانی ابتدا در آمریکا به اجرا درخواهد آمد ولی کمیسیون اروپا نیز از هم اکنون در حال بررسی اصلاحات در قوانین «حقوق و امتیازات معنوی» است تا به گفته یکی از اعضای این کمیسیون دسترسی شهروندان به کتاب های خاک گرفته و نایاب را برای همگان فراهم کند
نویسنده گاردین یادآوری می کند که همه این تحولات فعلا روی کاغذ و منتظر حکم نهایی مراجع قضایی است که قرار است روز هفتم اکتبر صادر شود. این توافق تاکنون مخالفان بزرگی داشته از جمله موسسات غول پیکری مثل آمازون، یاهو و مایکروسافت ، همینطور دولت های آلمان و فرانسه و تعداد زیادی از نویسندگان سرشناس و یا وارثین آنها با آن مخالف هستند. به دلیل اهمیت فوق العاده این توافق تجاری وزارت دادگستری آمریکا به شکل ویژه ای آنرا بررسی می کند
گاردین سپس می پرسد چرا این توافق تجاری – حقوقی تا این حد جنجال برانگیز است؟ یک نکته حجم وسیع منابعی است که گوگل در اختیار خواهد گرفت و کتابخانه های دیجیتال یا مجازی دیگر عملا نخواهند توانست به هیچ وجه با آن رقابت کنند. نکته دیگر این است که گوگل به جای دادن حق مشارکت به نویسندگان یا ناشران عملا تمام حقوق آنها را براساس این قرارداد از آنها خریداری کرده و به مالک مطلق همه این متون بدل خواهد شد
هدف گوگل از این طرح همواره مشخص بود و آن این است که تاجاییکه می تواند حجم کتاب و متن هایی را که در اختیار می گیرد افزایش داده و با ارائه آنها روی اینترنت از طريق خدمات جنبی و بخصوص آگهی های تجاری درآمد اضافی کسب کند. بسیاری از نویسندگان و ناشران به این موضوع اعتراض دارند که مبلغی که گوگل برای استفاده از آثار آنها خواهد پرداخت در مقابل درآمد هنگفتی که این کمپانی از محل خدمات جنبی کسب خواهد کرد بسیار ناعادلانه و ناچیز است
گاردین سپس به امتیازات این معامله برای مصرف کنندگان عمومی پرداخته و می نویسد اگر سیستم عامل جستجوگری که گوگل برای این کتابخانه مجازی وعده داده است به درستی عمل کند هر کتابخوانی در هر گوشه ای از جهان خواهد توانست علاوه بر دسترسی به کتاب مورد علاقه خود می تواند به راحتی در ژانرها، گروهبندی ها و سالهای گوناگون از تاریخ نشر و کتاب جستجو کندوجه مثبت دیگر این سیستم برای خود نویسندگان خواهد بود. آنها با استفاده از روش های تحقیق در سیستم آماربرداری کتابخانه گوگل علاوه بر دسترسی به ایده های جدید برای کتاب بعدی خود خواهند توانست از تمایل و گرایش های موجود در بازار کتاب و سلیقه علاقمندان با جزییات بیشتری مطلع شوند
و بالاخره گاردین از نقطه نظر ناشران تاکید می کند که بازار کتاب و کتابخوانی راهی ندارد جز دیجیتال و مجازی شدن در آینده نزدیک. بنابراین بسیاری از ناشران ترجیح می دهند که به جای انزوا و یا مخالفت با روند دیجیتال شدن عالم کتاب در چهارچوب نوعی همکاری با گوگل در آن سهیم باشند
در پایان گاردین می نویسد حتی اگر معامله پیشنهادی گوگل توسط دادگاه و وزارت دادگستری آمریکا غیرقانونی اعلام شود شکی نیست که روند دیجیتال شدن عالم کتاب ادامه خواهد یافت. نکته اصلی در این است که هیچکس نه ناشران، نه معترضان به این معامله و نه حتی خود گوگل، هیچیک نمی دانند که این مسیر به کجا منتهی خواهد شد    منبع: سایت رادیو فردا




۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

بازتاب نفس صبحدمان اثر فریدون مشیری نشر چشمه

گفته می شد هر که با ما نیست با ما دشمن است

گفتم آری، این سخن فرموده اهریمن است
اهل معنا ، اهل دل، با دشمنان هم دوستند
ای شما، با خلق دشمن ! قلبتان از آهن است!؟


 



۱۳۸۸ شهریور ۲۱, شنبه

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

در این شبهای ملکوتی ما را فراموش نکنید.

چگونه کتاب را برای بچه ها خوشمزه کنیم؟

چگونگی معرفی یک کتاب برای کودکان و دانش‌آموزان، به‌گونه‌ای که هم باعث علاقه‌مند شدن آن‌ها به کتاب و کتاب‌خوانی و هم توجه آن‌ها به مفاهیم موجود در کتاب بشود، همیشه از دغدغه‌های متصدیان و آموزگاران بوده است.
لستر لمینک، برای ساعت آموزشی کتاب‌خوانی در مدارس، کتاب «آموزش بلندخوانی: آموزشی و بین‌المللی» را نوشته است. او معتقد است وقتی می‌توانیم بلندخوانی را جهانی کنیم که برای خواندن و نوشتن دانش‌آموزان و به قصد الهام‌بخشی به آنان، تعمداً متن‌ها و زمان‌هایی را انتخاب کنیم که سبب سرمایه‌گذاری بر زبان و فهم‌شان بشود.
انتشارات Scholastic این کتاب را در ۹۶صفحه، به همراه یک DVD حاوی صوت و کتاب‌های نمونه منتشر کرده است.
متنی که در پی می‌آید، برگرفته از بخشی از کتاب است که روش‌های مؤثر برای آشنایی و معرفی کتاب برای دانش‌آموزان را با مثال‌هایی تشریح می‌کند. در این معرفی، از کتاب «روز برفی!» (Snow Day!) که از جمله کتاب‌های خود لمینک برای کودکان است، استفاده شده است.
تصویر
امروز، می‌خوایم این کتاب رو بخونیم. (جوری کتاب را بگیرید که جلد روی کتاب قابل دیدن باشد.) اسمش هست: «روزبرفی!» نوشتهٔ‌ آقایلستر لمینک. نقاشی‌هاش رو هم آقای ادام گوستاوسون کشیده. یه نگاهی به این عکس روی جلدش بندازین! این دو تا بچه دارن با این سورتمه از روی تپه سر می‌خورن میان پایین. قبل از این که خوندن این کتاب رو شروع کنیم، بیایید یه نگاهی به عکسا و نقاشی‌هاش بکنیم و ببینیم چه خبره.
(اولین عکس نقاشی‌شده‌ٔ کتاب را بیاورید و گفتگو را شروع کنید. این مکالمه می‌تواند این چنین باشد: ) خوب، من این جا یه پسر می‌بینم که داره مستقیم به ماها نگاه می‌کنه و چشماش واقعا درشتن! خیلی خوشحاله. فکر می‌کنید به‌خاطر چی این‌قدر خوشحاله؟ حالا به اون دختربچه نگاه کنید که اون جا روی زمین جلوی تلویزیون دراز کشیده. مممم… جالبه، اون آقاهه توی تلویزیون جلوی یه نقشه وایستاده و به‌نظر میاد پر ابر و برفه! دارم فکر می‌کنم که اون آقاهه در مورد چی داره صحبت می‌کنه… آها، نگاه کنید! یه نفر دیگه هم توی این عکسه هست. اون مرد رو اون طرف می‌بینید؟ یه آدم بزرگ به نظر می‌رسه و داره یه پیش‌بند می‌پوشه و یه کاردک هم توی دستشه. مثل این که از آشپزخونه اومده که ببینه چه خبره! حالا واقعاً دارم فکر می‌کنم که این سه نفر، دارن راجع به چی با هم حرف می‌زنن!؟ بذارید ورق بزنیم و عکس بعدی رو ببینیم. باشه؟
یک راه دیگر
فکر کنید که اگه یک شب درسی، برنامه‌ٔ هواشناسی تلویزیون اعلام کنه که فردا یک بارش برف بزرگ اتفاق میفته، چقدر خوشحال میشین! تصور کنین که اون موقع در مورد چی فکر می‌کنین و چقدر ذوق‌زده می‌شین. ممکنه به این فکر کنین که تا دیر وقت بیدار بمونین و تلویزیون تماشا کنین. یا این که فردا صبحش بخوابین. یا این که در مورد مشق‌هاتون فکر کنید و این که چطور می‌تونین بی‌خیالش بشین تا فردا! شاید هم به این فکر کنید که فردا می‌تونید همه‌ٔ روزتون رو خوش بگذرونید، برف‌بازی کنید و آدم‌برفی بسازید… اوه! بعدش حتماً باید بیایید توی خونه و گرم بشید، اون وقته که یه شیرکاکائوی داغ توی یک روز برفی می‌چسبه، مممم… منم یه لیوان شکلات داغ خیلی دوست دارم. امروز ما کتاب روز برفی رو می‌خونیم! من که دیگه نمی‌تونم صبر کنم، بیایید بریم سراغش و ببینیم که توی این روز برفی، چه اتفاقی میفته…
نویسنده
امروز، یک کتاب جدید دارم. اسمش هست:روز برفی!نگاه کنید، نوشته‌ٔ آقای لستر لمینک. همه‌مون می‌شناسیمش. ایشون کتاب جمعه‌ها و کلوچه‌هارو هم نوشتن، یادتون میاد که اون روز براتون خوندمش؟ ایشون چندتا کتاب دیگه هم نوشتن که توی کتابخونه داریم. یادتون میاد که کدوم کتاب‌ها رو نوشته؟ بگذارید یه نگاهی بندازیم (کتاب‌ها رو ببندید و یکی‌یکی بالا بگیرید) ایشون کتاب صدمین روز مدرسه‌ٔجک و کتاب دندون تق‌ولق ترور رو هم نوشتن. اون کتاب‌ها، ما رو یاد کارهایی می‌انداخت که توی مدرسه انجام می‌دیم. ما درباره‌ٔ اونا زیاد صحبت کردیم. ایشون کتاب غروب‌های خانوم اولیویا ویگینز رو هم نوشتن، یادتونه که اون کتاب، همیشه منو گریه‌ می‌انداخت، چون یاد مادربزرگم می‌افتادم؟
من وب‌سایت آقای لمینک رو نگاه کردم و اون رو برای شما علامت گذاشتم که اگه خواستین، برین ببینین. من متوجه شدم که ایشون هم معلم مدرسه و هم استاد دانشگاه بودن. حالا می‌فهمیم که چرا آقای لمینک ممکنه در مورد چیزایی که در مدرسه اتفاق می‌افته، توی داستان‌هاش بنویسه. دارم فکر می‌کنم که روز برفی هم باید یه ربطی به مدرسه داشته باشه. بیاید سعی کنیم این مسئله رو وقتی که کتاب رو می‌خونیم، یادمون باشه. خیلی جالبه اگه یه چیزایی در مورد زندگی خودش توی این کتاب جدید روز برفی باشه. اینو یادتون باشه. یادم بیارید که صفحه اهداء کتاب رو با هم ببینم، به خاطر این که نویسنده‌ها بعضی‌ وقت‌ها، ارتباط‌شون با بقیه رو برای ما اون جا می‌نویسن. یه چیز دیگه این که وقتی من در مورد آقای لمینک می‌خوندم، متوجه شدم که ایشون توی ایالت کالیفرنیای آمریکا زندگی می‌کنند و همیشه موقع زمستون اون جا برف میاد. حالا فکر می‌کنم از همون‌جا بوده که ایده‌ٔ نوشتن این کتاب به فکرش افتاده. بذارید توش رو یک نگاهی کنیم و ببینیم چی دستمون میاد…
موضوع / مضمون
بعضی وقتا، اتفاق‌های ناخواسته، باعث می‌شه که ما برنامه‌مون رو عوض کنیم. مثلاً بارش بارون می‌تونه باعث بشه که از تمرین فوتبال منصرف بشیم. یا اگه تایر دوچرخه‌مون پنچر بشه، مجبور می‌شیم به‌جای چرخ‌سواری، پیاده بریم. بعضی وقتا منتظر یه نامه هستیم ولی رسیدن نامه یک هفته بیشتر طول می‌کشه. اگه به فرودگاه دیر برسیم، باعث می‌شه که یک سفر رو از دست بدیم. اتفاقات ناخواسته، باعث می‌شن که ما نقشه‌هامون رو عوض کنیم، و این همون چیزیه که این هفته می‌خوایم در موردش بخونیم. اینا داستان‌هایی هست که در مورد نقشه‌هایی که ما برای کارامون ریختیم، ولی به‌خاطر اتفاقات ناخواسته، کار نمی‌کنن. بذارید یه نگاهی به اولین داستان بندازیم: روز برفی! که توسط آقای لستر لمینک نوشته شده، و آقای ادام گوستاوسون هم نقاشی‌هاشو کشیده. قبل از این که شروع به خوندن کتاب کنیم، بیایید فکر کنیم که چه اتفاق ناخواسته‌ای باعث شده که این آدمای توی قصه، نقشه‌هاشون رو عوض کنن؟ (در این‌جا، من بعضی مواقع، به دانش‌آموزان اجازه می‌دهم که ابتدا فکرشان را با یک‌نفر کنارشان به‌اشتراک بگذارند، بعد از آن اعلام کنند)
حالا بیاید توش رو نگاه کنیم و ببینیم که چه اتفاقی در این داستان میفته…

منبع: خانه کتاب اشا/ سید کمال الدین دعایی

۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین